تبلیغات
من و من و من و من و باز هم من ...

من و من و من و من و باز هم من ...
یکی می خواد ، یکی نمی خواد ، یکی دیگه منتظره ، اما مهم اینه که تو کدوم و بخواهی
نویسندگان
نظر سنجی
ممکن آدم یکی رو که یه موقعی دوستش داشته رو واقعا فراموش کنه!؟






لینک دوستان


دوست داشتن آب نیست ، نان نیست
دلیل ماندنت روی این زمین یخ زده نیست
دوست داشتن یک پک دود شبیه قلب نیست
فال قهوه ی ته فنجان نیست

دوست داشتن مال من ، مال تو ، مال ولگردها نیست
دوست داشتن نقطه ی ضعف تنها ماندن زیر چتر نیست
دوست داشتن یک وجب پایین تر از خوردن یک سیب نیست
دوست داشتن باریدن آسمان و خفتن کنار ابر نیست

دوست داشتن حس غریب آشناست
پلک های خمار دست بسته ی این سر هاست
دوست داشتن حرف دل پاره پاره ی شبگردهاست
ثانیه شمار بی ترمز این ساعت هاست

دوست داشتن یک نگاه است که چقدر بی انتهاست
یک سبد شمعدان است، کنار آیینه هاست
دوست داشتن حس زمینی بودن است
زنده بودن کنار مرده هاست

دوست داشتن قاب عکسی تنها به رنگ سبز نیست
بی رنگ بودن کنار رنگ هاست
دوست داشتن من نیست، تو نیست ، ما بودنست
دوست داشتن بازی با صامت هاست

حرف است ،اما صدا ندارد
قصه ای شیرین است اما تنها بودنش معنا ندارد
ساکت است ، تلخ است ، اما بودن است
با همه ی تک نوازی های طولانی خود

دوست داشتن تک سوژه ی این شعر هاست.




لخته دل: یکی از دوتا
تقدیم به: دوست داشتنی که جان می دهد هر چند لحظه یک بار

برچسب ها: دوست داشتن،
دنبالک ها: دوست داشتن،
[ دوشنبه 30 آبان 1390 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]


صدای سرور می دهد دلم
بوی غرور می دهد دلم
خسته است از بی عشقی
چشمانم رنگ شهلایی گرفته است
دلم معشوق می خواهد
یک فرشته
که پر می کشد با بی بالیش بر آسمان دلم
اما
مقصدش فکر می کنم گاهی
لانه ی دنج روی شیروانیست
و
آن دور دور ها
قد من کوتاه
سقف خانه بلند
دست من نارس
بوی نم می دهد دیوار
چشمانمان مال هم است
امتداد بین من و او
یک خط
صافه صاف
بوی عشق می دهد زندگی اینبار
تنها مشکل ما این است
حیف که این فاصله های وجبی طولانیست...




لخته دل: یکی از دوتا
تقدیم به: بوی باران تنی نا آشنا

دنبالک ها: نیم خط زندگی،
[ یکشنبه 8 آبان 1390 ] [ 03:57 ب.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]


می دانی؟
آنچنان غرق بودنت شده ام 
که دیگر
مجنون هم خود را به جنون نمی زند
به نیمایی می زند...






امشب سبک تر از یک ستاره می خوابم 
تا به امید فردا 
که تو از خواب بیدار می شوی
من
آرام، آرام
پشت ابرها پنهان شوم
تا تو را بی هیچ مزاحمتی از دور ببینم
شاید اینبار دلم سیراب حضورت شود
با اینکه می دانم هیچگاه نمی شود...






خوب آن کاکتوسی نیست که با همه ی خار بودنش گل می دهد
خوب آن باغبانیست که با پاکی وجود خود 
با مهربانی
پای او از جانش آب می دهد.




لخته دلها: یکی از دوتا
تقدیم به: آن

برچسب ها: تکه کلام های بوق،
[ چهارشنبه 4 آبان 1390 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]
درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


.