تبلیغات
من و من و من و من و باز هم من ...

من و من و من و من و باز هم من ...
یکی می خواد ، یکی نمی خواد ، یکی دیگه منتظره ، اما مهم اینه که تو کدوم و بخواهی
نویسندگان
نظر سنجی
ممکن آدم یکی رو که یه موقعی دوستش داشته رو واقعا فراموش کنه!؟






لینک دوستان

صبح که می شود
خورشید من طلوع نمی کند 
تا مبادا چشمان خواب آلود تو را آزار دهد!
حتی مرا هم ساکت تر از هر روزمان 
از کنار تو بلند می کند 
تا
تکه نانی بخورم و به سراغ سرنوشتی بروم که آخرش دوباره به تو ختم می شود
تو
سوژه ی خاکستری من شده ای که با هر نسیم زندگی دنیای مرا سپید می کند
ای تکه احساس صبح های رنگین کمانی
ای بوی گلهای یخ شبهای زمستانی
تو مرا به آغوش خود می کشی بی آنکه بدانی 
و من
تک تک لحظه های زندگی را به سرودی می نشینم
که تو را برای من می خواند
بی مهابا!
بی پرده!
از تو ممنونم
که بت شکن سکوتهای بی سر و ته ام شده ای
تا دوباره ملودی تک نوازی زندگی را 
بارانی برایم بنوازد که
از دل یک ابر بود
نه توهم نخواسته ی اشک
بخواب ای دیوانگیه چند روزه ی من
زجرها دیگر طاقت من را ندارند!
من باید برقصم
وقتش است
با تو
کنار تو
همین جا ها
...




لخته دل: یکی از دوتا
تقدیم به: ساعتی که سگ میبارد ازش

برچسب ها: پارادکس، ملودی، صبح رنگین کمانی، شبهای زمستانی، تک نوازی، بت شکن، سپید،
دنبالک ها: پارادکس،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]
درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


.