تبلیغات
من و من و من و من و باز هم من ...

من و من و من و من و باز هم من ...
یکی می خواد ، یکی نمی خواد ، یکی دیگه منتظره ، اما مهم اینه که تو کدوم و بخواهی
نویسندگان
نظر سنجی
ممکن آدم یکی رو که یه موقعی دوستش داشته رو واقعا فراموش کنه!؟






لینک دوستان

برده ام
برده ای سیه چرده و ریز نقش
که با هر تازیانه ی ارباب خود به خاک خون می گرید
من همان برده ای که سنگ به سنگ به دوش می کشم و کاخ تو را می سازم
هیچ شکایتی ندارم
تنها جرئه ای آب است که از دیر باز حوس لبان تشنه ام گشته...
زیر آفتاب سوزان این صحرا هر چقدر هم می سوزم
هر جور که حساب می کنم
کمتر از درصد سوزش قلبم از حرفهایت می شود
اگر هم بگویی ما برده ها که حساب و کتاب سرمان نمی شود
نا مهربانی هایت اگر نا خاسته هم باشد
تو خوب می دانی قلب من بی هیچ بهانه ای با شکستن تبسم تو هم  کنارت بی صدا می شکند...
زیر تازیانه ی خشم آلود تو از این نطق های بی سر و تهم چشم بسته فقط اسم تو را می گویم
گر چه خون می گریم و هر لحظه دو شایدم سه باری میمیرم!!!!
اما
ناراحت نشوی یکباره ها!
تو که باور نمی کنی این چرندیات ها را؟
من دیگر نمیمیرم زیر دست تو
تو که خوب میدانی 
عزیز من این افسانه ها را خودم برایت می سازم.....!!!
از آن لیلی مجنون بگیر تا شیرین و فرهاد
همه پاورقی بودند 
تا کور نشود دنیا
وقتی که شنید این جمله ی شیرین را
این حرف رمانتیک را
صرف کردن اسم و فعل و فاعل
این سه حرفی پر معنی و بی واژه ی عشق را
در کنار قصه ی پر غصه ی این برده ی غمگین را
بازی خوردن این دلگیر را
کور شدن این چشمهای کم بین را
از دوری تو در سیاهچاله ی قصر خود ساخته ی ملکه ی دلبر را
تا این داستان امروزی ما
که از نبود برده ای ساده در ایالات پر از مردان قوی اش
این ملکه
میدهد رای بی انکار عفو من را....
و حال که من باز میگردم و مینشینم در کنارت
می گیرم همان چتر سایه بانت
شاید اگر هوس کنی پوست کنم برایت یک سیب را
و با اینکه فقط حق دادن سیب به دستت دارم
اما با تمام وجود می گیرم از نیمه گاز پر اشاره ات ،
تکه گوشه ای طعم فوق العاده ی لبهای شیرینت را....
بانوی من اخم نکن
درست است هرچقدر هم باشم به تو نزدیک نمیشوم
اما این گله نیست
این رسم بازی ماست
رسم عاشقی بدون حق یک برده
دلبری یک ارباب 
و سرنوشت عشقی که تنها ترانه می شود و در بادها به خواندن در می آید
و می شود
داستان شبها ی پر ستاره و 
روزهای بارانی
گنجشک ها



لخته دل: یکی از دوتا
تقدیم به: تاولهایی که از گرمی سوزناک حرفهایت که بر تنم می زندو برده نشانم می کند

برچسب ها: برده مصری،
دنبالک ها: برده مصری،
[ شنبه 7 خرداد 1390 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]
درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


.