تبلیغات
من و من و من و من و باز هم من ...

من و من و من و من و باز هم من ...
یکی می خواد ، یکی نمی خواد ، یکی دیگه منتظره ، اما مهم اینه که تو کدوم و بخواهی
نویسندگان
نظر سنجی
ممکن آدم یکی رو که یه موقعی دوستش داشته رو واقعا فراموش کنه!؟






لینک دوستان

قطع میکنم
می آیم و یک گوشه می نشینم
فرو می روم در افکاری که فقط ...
فقط گنگ نمایی می کنند
یک لبخند قدیمی تازه بر لبانم نشسته بود
ولی حالا غرق شده ام در گنگ نما هایی که از تو برایم پوچی به بار می نشانند
چرا؟
چه بعلاوه را
این هم معنی نمی دهد 
حتی...

سرم داد می کشند و ناگهان از عمق رشته های افکارم نفس زنان بیرون می آیم
می گویند:
هی تو؟
چرا؟
کجایی؟
و من :
تنها چشمانی را به نمایششان می گذارم که خود هم نمی دانند کجایند و
به دنبال جواب هنوز دلشان در افکارم گیر کرده است!!!

چه تلخ بازی می کنی!
و چه من تلخ تر ولی نه
بی مزه تر جواب تو را میدهم...
جوابی که نمی دانم چه بدهم؟!

چند روزی می گذرد
 و هیچ چیز جز بودنم را در حین نبودنم در آنجا به یاد نمی آورم
...
اما من هنوز  غرق افکارم بدنبال جواب چه بعلاوه را بی معنی ام می گردم!
مگر سیب سبز ترش نیست؟
مگر آب به سرازیری نمی رود؟
نکند همه ی اینها اشتباه است!!!!
اگر نه
پس چرا چند روزیست غورباقه ی کنج اتاقم ابو اطا می خواند؟؟؟؟

سقف دارد پایین می آید
و من همچنان در سر جایم نشسته ام
پیر زن گریه می کند
سرم را حتی بر هم نمی گردانم
پنجره ها  تک به تک می شکنند و خرد  میشوند و فکر کنم کمی هم بدنم را نوازش کردند
ولی صدایشان را هم نمی شنوم

تنها
می نویسم
تا طنابی خودم برای خودم بسازم
به زور گنجشک هایی که شانه هایم را می گیرند بالا بیایم
و با مزه ی همان سیب ترش که چند روزیست ترش نیست
غرق شدنم را برایت بدون سانسور شرح دهم...





لخته دل: یکی از دوتا
تقدیم به: ساعت یازده و نیم که هیچگاه دوازده نشد

برچسب ها: چه بعلاوه را ؟،
دنبالک ها: چه بعلاوه را ؟،
[ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]
درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


.