تبلیغات
من و من و من و من و باز هم من ...

من و من و من و من و باز هم من ...
یکی می خواد ، یکی نمی خواد ، یکی دیگه منتظره ، اما مهم اینه که تو کدوم و بخواهی
نویسندگان
نظر سنجی
ممکن آدم یکی رو که یه موقعی دوستش داشته رو واقعا فراموش کنه!؟






لینک دوستان

تنهایی برایم عادت شده است
آنقدر تنها که بی احساس شده ام 
آنقدر بی احساس که سنگ شده ام
و آنقدر سنگ که سنگ ها هم از من نرم ترند
 با اینکه سنگم اما هنوزهم اطرافم را نگاه می کنم
باز  می شنوم
در آن دوردست ها صداهایی می آید
و نسیمی که بوی قدمهای تورا برایم می آورد
دور است
آنچنان دور که فکر رد شدنت از کنار حصار چوبی مزرعه ام را هم نمی کنم
و هرچه مینگرم نمی بینمت...
سنگ بودنم روزگاری دارد
همه چیز اجباریست
هیچ چیز دست خودت نیست
نه گفتنی وجود ندارد
حتی نمیتوانی برگردی و نبینی
و طبیعت هرگونه که بخواهد می چرخواندت
با اینکه سنگم حتی هنوز هم گریه می کنم
اشکهایی که از این چشمهای سنگی ام به زمین می ریزد و علفهای شوری که سبز می شوند
آنقدر گریه می کنم که همه جایم را علف بگیرد
سر برآورند و من فقط علف ببینم
همه چیز فراموش شوند و تنها غم من له شدن و زرد شدن علفها باشد
دوباره دید من باز شود
باز هم گریه ی کودک زیر درخت سیب را ببینم
و بازهم صدای فریاد ها و زجه های مورچه های کارگر را بشنوم
سخت است اما مجبورم ...
باران می گیرد
خیس می شوم
سیلابی راه می افتد
شب میرسد و همچنان باران می بارد
همه جا تار است
به خواب می روم
و غافل از تنها شدن دو باره ام
صبحگاه با صدای همان مرغ دشت که هیچگاه نمی بینمش باز بیدار می شوم
می فهمم
شاید از قبل می دانستم
از سنگ بودن هم شانس ندارم
سیلاب دیشب تمام سنگاهی دور و برم را برده است
چشمانم را می بندم
زیر لب احساس تنها شدن را مزه مزه می کنم
و دوباره در فکر سبز شدن علف شور
آرام آرام گریه می کنم...



لخته ی دل: یکی از دوتا

برچسب ها: گریه ی سنگی،
دنبالک ها: گریه ی سنگی،
[ شنبه 19 تیر 1389 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]
درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


.