تبلیغات
من و من و من و من و باز هم من ...

من و من و من و من و باز هم من ...
یکی می خواد ، یکی نمی خواد ، یکی دیگه منتظره ، اما مهم اینه که تو کدوم و بخواهی
نویسندگان
نظر سنجی
ممکن آدم یکی رو که یه موقعی دوستش داشته رو واقعا فراموش کنه!؟






لینک دوستان

به همان آئینه ی روی طاقچه
به همان صدای آب توی حوض
همان بی صدایی لب لب کردن ماهی قرمز
پسری که می دود در کوچه
دختری که می کند گریه
همان سرباز تنهای خسته
در پست است ولی جای دیگری دلش در بقچه ای تکه تکه شکسته
در همان کوچه های توی مسیر
روی خط کشی های نیمه ممتد کنار جوب
به سرعت توپ پلاستیکی گل کوچیک
به بلندی شاخه پربرگ درخت بید
با نگاه هراسان آن عابر پیاده
رد می شود
همچنان نگاهش گیر کرده است
در میان دو دستی که در هم اند ، ولی...
عابر نمی داند
فقط با هم اند
برای همان چند لحظه...
همین لحظه های گزرا
لحظه هایی که
عمر را در خود می پیچند
و یک خاطره بجای می گذارند
خاطره ای که با یک قطره اشک
قطره ای که تنها بغض می کند
حتی
او هم از چشمانش سرازیر نمی شود
پاک می شود
و جدا می گردد از دریای بی کران محبتش
بر این دریا دیگر نمی بارد کسی
کویری شده است آسمانش
با حرارتی که در وجودش دارد
رو به خشکی می بردش
کم عمق می شود
فراموش می شود عمقی که کمترینش از زیادترینش هم بیشتر بود
...
اینگونه است که همه چیز می ایستد
یک
یک
یک
حتی به دو هم ثانیه ها نمی رسند
این پایان آن راه دراز است
چه کوتاه تمام شد
و سایه هایی که
سیاه شدند
سیاهی ای که غرق می کند
و تمام می کند
مرگ خاطره ی نگاه گریانش رسیده است
ای دوست
شب بخیر!


لخته دل:  یکی از دوتا

برچسب ها: چشم بسته،
دنبالک ها: چشم بسته،
[ جمعه 21 خرداد 1389 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ یکی از دوتا گ ]
درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


.